نگارش در تاريخ دو شنبه 11 فروردين 1393برچسب:, توسط مجيد

حقا که تو بهترين بابايي

از براي من سروري و آقايي

روي گل، کم کردي با رويت

براي من تو خوشکل و زيبايي

ببوسم دست تو را با تمام وجود

بالاتر از آن ببوسم پايي

که در آن ترکش​هاي جنگ خفته​اند

که تو براي من تمام دنيايي

از خدا دارم چنين بابايي

تو مونس مني و غمخوار تنهايي

از من ناراحت مشو و مرنج بابا

زيرا که صاحب دلي با وسعت دريايي

کور بودم هرگز نديدم تو را

در حالي که جفتم بود باباي بينايي

در آسمان فرشته کثير است اما

تو تکدانه فرشته در دنيايي

دوستت دارم و اين را گويم

حقا که تو بهترين بابايي

نگارش در تاريخ یک شنبه 10 فروردين 1393برچسب:, توسط مجيد

انواع سفارشات طراحي لوگو ، بنر ،​ پوستر ، تراکت ، کارت ويزيت ، نشريه و ... پذيرفته مي​شود.

شما مي​توانيد سفارش خود را با نازلترين قيمت و بهترين کيفيت دريافت نماييد.

تلفن تماس : 5884 704 0916

ايميل : Greenpeach90@gmail.com

 

نگارش در تاريخ شنبه 9 فروردين 1393برچسب:, توسط مجيد

سلام، سال نوتون مبارک

در ايام نوروز با تعطيلي محل کار شرايطي محيا شد که به چند شهر ديدني درون استاني سفري داشته باشيم. يکي از اين شهرها، شهر لالي بود که واقعا چشم انداز بسيار زيبايي از نظر طبيعت داشت که براي شما دوستان عزيز عکس هايي از اين طبيعت زيبا در وبلاگ قرار داده​ام. دراين سفر دو روزه بازديدي از آبهاي پشت سد گتوند هم داشتيم.

شما عزيزان ميتوانيد تصاوير اين پست را در ادامه مطلب مشاهده کنيد...


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ چهار شنبه 28 اسفند 1392برچسب:, توسط مجيد

به اين عکس توجه کنيد...

حالا به اين تصوير نگاه کنيد...

........................ قضاوت با خودتان ....................

نگارش در تاريخ چهار شنبه 28 اسفند 1392برچسب:, توسط مجيد

بسم رب الشهدا و الصديقين

27 اسفند 92 بود که با حوزه علميه بصورت متأهلي به سفري زيارتي معنوي به سمت مزار شهداي فکه داشتيم...


ادامه مطلب...
نگارش در تاريخ پنج شنبه 22 اسفند 1392برچسب:, توسط مجيد

سلام،​به مناسبت میلاد با سعادت عقیله بنی هاشم، حضرت زینب کبری سلام الله علیها، توسط معاونت تهذیب مدرسه علمیه امم جعفر صادق علیه السلام، برنامه همایش خانوادگی، جهت خانواده های اساتید، کارکنان و طلاب متأهل، در محل مجموعه فرهنگی تفریحی فجر، برگزار گردید. در این مراسم حجة الاسلام و المسلمین شریفی، مشاوره خانواده، در دو برنامه جداگانه، در جمع بانوان و آقایان، نکاتی از ویژگیهای برخوردهای دینی، در خانواده را یادآور شد.

 

حجت الاسلام والمسلمين شريفي مشاور تربيت فرزند و خانواده

براي مشاهده سايت حوزه علميه امام جعفر صادق عليه السلام روي لينک زير کليک کنيد...

http://www.howzeh-imamsadegh.com/?p=333

 

نگارش در تاريخ چهار شنبه 21 اسفند 1392برچسب:, توسط مجيد

سلام ، شايد بپرسيد که عکس کدوم  روحاني هست؟! اين تصوير حجت الاسلام رباني نسب استاد تجويد حوزه​​ست و حافظ 

قرآن (که من از طريق مصاحبه هايي که با طلاب در مورد تجويد قرآن داشتند، فهميدم) است.

صبح روز چهارشنبه (92/12/21) و بارش باران فراوان بود که حاج آقا مهدي پور مسئول تهذيب حوزه با من تماس گرفتند که بدو بيا حوزه کار داريم. ما هم که تو راه بوديم،​اومديم حوزهاخم وقتي رسيديم حاج فرمودند: امتحان شفاهي تجويد از پايه 5 و 6 در حال برگزاريه، مسئول چينش طلاب براي امتحان هم شما هستيد. حدود 28تا طلبه بودند که رنج زماني امتحان آنها بين 15 تا 20 دقيقه بود. خلاصه ما مجبور شديم با استاد تا عصر بمونيم و تا اون روز براي دومين بار بود که من حوزه ناهار مي خوردم و اين براي من واقعا خيلي سخت بود که دور از خانواده ناهار بخورم. اما بزرگترين برکتي که ديرکرد براي من داشتلبخند اين بود که با چنين استادي آشنا شدم که مسلط به تجويد و حافظ قرآن و سفر کرده به کشورهاي آسياي شرقي بود که از تجربيات او در اين نيم روز استفاده کردم. ضمنا بگم که براي نماز ظهر به مسجد حضرت علي (عليه السلام) رفتيم و با گپي زديم. همچنين اسم دختر من نازنين زهراست و اسم دختر ايشو نازنين زينبه. التماس دعا

نگارش در تاريخ سه شنبه 20 اسفند 1392برچسب:, توسط مجيد

آرام

 

 

 

 

نگارش در تاريخ دو شنبه 19 اسفند 1392برچسب:, توسط مجيد

سلام،​ قرار بود يکشنبه عصر (92/12/19) براي سوراخ کردن گوش هاي نازنين زهرا به دکتر بريم. آماده رفتن شديم که زنگ خونه به صدا در اومد... کيه؟ - باز کن!​ ما هم باز کرديم. مهمان اولي رسيد و گوش سوراخ کردن به تاخير افتاد. چند دقيقه نگذشته بود که دوباره زنگ خونه به صدا در اومد... کيه؟ - باز کن!​ ما هم باز کرديم. مهمان دومي هم رسيد. تا اين مهمان ها رفتن نزديک به اذان مغرب شده بود، که به سمت مطلب دکتر شرف الدين رفتيم. من و خانمم هر دوتا استرس داشتيم که حالا دردش ميگيره و چي کار بايد بکنيم!​ نازنين زهرا هم عين خيالش نبود داشت بازي ميکرد و نميدونست چه چيزي در انتظارش هست. خلاصه بعد از وارد شدن به مطب دکترو چند دقيقه معطل شدن، آخر رفتيم پيش دکتر. سلام آقاي دکتر اومديم گوش هاي بچه رو سوراخ کنيم. -آقاي دکتر : بله بشينيد تا وسايلو آماده کنم. بعد از ضد عفوني گوش با الکلو علامت زدن جاي سوراخ کردن با ماژيک ( که اون هم خيلي دردسر داشت ولي ازش ميگذرم...) نوبت به سوراخ کردن گوش با همون دستگاه مخصوص شد. آقاي کتر :​ اينجا ديگه ترحم و مهربوني وجود نداره بايد بچه رو محکم بگيري. آقا دلتون روز بد نبيبنه ما هم محکم نازنين زهرا رو گرفتيم، شروع کرد به گريه کردن،​بعد هم که گوشش رو سوراخ کرد و اومديم خونه. خلاصه ما هم براي نماز دوم به مسجد رسيديم و مجبور شديم يکي از نمازها رو فرادا بخونيم.

نگارش در تاريخ یک شنبه 18 اسفند 1392برچسب:, توسط مجيد

سلام ،​ اين خاطره رو که دارم براي شما نقل ميکنم مربوط به زماني هست که نازنين زهرا پنج ماهه بود. يه روز خانم ما به ما ميگه که از سر راهت وقتي اومدي خونه يک کارت شارژ (ايرانسل) هم براي من بخر. من هم که سيم کارتم همراه اول بود بجاي اينکه از عابر بانک يک کارت شارژايرانسل بخرم يک کارت شارژ همراه اول براي خانومم گرفتم. حالا اين کارت شارژ که نسيبش نشد. بعد  چند روز ما از خودپرداز يک کارت شارژ ديگه خريديم. خونه بودم و نشسته بودم کنار نازنين زهرا که تازه نازنين زهرا ميتونست روي شکم بخوابه، ما خواستيم اون رو وارد کنيم که يه خانم ما رو به َآشپزخونه احزار کرد،​ما هم حواسمون نبود اين کارت شارژو گذاشتيم جفت نازنين زهرا، وقتي برگشتيم آخ دلت روز بد نبينه ،​ کارت شارژو گرفته بود توي دهنش و مثل يه کاغذ خيس تکه تکش کرده بود. حالا جوري هم تکش کرده بود که نميشد رمز شارژ رو از روش بخوني. ( اين کارت شارژ هم نسيب خانم ما نشد...!!!)