دست نوشته 2
نگارش در تاريخ چهار شنبه 25 آذر 1394برچسب:, توسط مجيد

بسم الله الرحمن الرحیم

یا اباصالح المهدی (عج) ادرکنی، امروز در کنار مسجد جمکران نشسته و بعد از نماز صبح می نویسم که چه نویسم، از کی بنویسم، زبان قاصر و قلم کُند و توان نوشتن ندارد.

دلم، دلم، دلم، این کلمه آشناست که همیشه می گوییم، دلم میخواهد چنین و چنان کنم، دلم میخواهد چی و چی داشته باشم و... ولی تاکی دل بستن به دنیا، ولی تاکی دل دیگران شکستن، ولی تاکی دل بدست نیاوردن، ولی تاکی دل امام را شکستن و دل به دست او ندادن، دلی که با دل امام عصر نباشد دل نیست، سنگ است، چی میخواهد امامم از من سیه روی، کنم ترک گنه، بپردازم به واجب، ولی این چنین است که او میخواهد، خدایا یاری کن، شوم آنچه میخواهد مولایم تا شوم رو سپید نزد مادرش زهرا (سلام الله علیها)، که عالم نه عالمین در زیر پایش.

الهی تو کن دعایم مستجاب، گوشه چشمی ز یار مهربانم،که نزدیک است ولی نتوان دید، متی ترانا و نراک یا بقیه الله...

جمکران – 7فروردین1392


نظرات شما عزیزان:

بسیجی
ساعت0:52---27 ارديبهشت 1395
خدا بیامرزدش و با امام حسین محشورش کنه
واقعا اگه اون نبود ما چندتا نوجونی که تازه وارد مسجد شده بودیم هیچ کدوم از شهدا رو نمیشناختیم و اصلا نمی دونستیم شهید کیه؟ دفاع مقدس چیه؟ من یکی که مفهوم ولایت فقیه و ولایت پذیری رو از حاجی یادگرفتم. من از حاجی یادگرفتم که اگه امام دستوری داد بدون سوال فقط بگم چشم و انجامش بدم.
انشاالله که بتونیم راهش رو ادامه بدیم.


نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه: