دست نوشته
نگارش در تاريخ جمعه 29 مرداد 1395برچسب:, توسط مجيد

بسم الله الرحمن الرحیم

بعد از اینکه پدرم به سوریه اعزام شد، در تاریخ نوزدهم تیر ماه 1394، مصادف با بیست و سوم ماه مبارک رمضان، روز جمعه، روز قدس و روز قدر به فيض شهادت نايل آمدند، وصيت نامه ايشان در جيبش بوده که متاسفانه به دلیل به دام افتادن وی و همرزمانش در تله انفجاری در آتش سوخته و به دست ما نرسيد. پدرم اهل قلم بود و زياد مينوشت، لذا بنده دختر شهيد گوشه ای از یادداشت های ايشان را گردآوري کردم و تقديمتان ميکنم. (هر کدام از ستاره ها (*) گزیده ای از صحفه ایست از دفتر شهید)

* مرا بسپار در يادت که وقت بارش باران نگاهت که به آن بالاست و در حال دعا هستي خدا آنجاست دعايم کن که من محتاج محتاجم.

* خدا قسمت کند آتش بگيرد دل من هم شبيه خيمه هايت حسين جان.

* فرمانده عشاق دل آگاه حسين است/ بيراهه مرو راه حسين است/ از مردم گمراه جهان راه مجوييد/ نزديکترين راه به الله حسين است

* ما همان نسل جوانيم که ثابت کرديم/در ره عشق جگر دار تر از صد مرديم/هر زمان بوي خمینی بسر افتاد ما را دور سيد علي خامنه اي ميگرديم

* با خامنه اي کسي نگردد گمراه/او در شب فتنه ميدرخشد چون ماه/در هر حال براي او ميخوانم/ لا حول ولاقوه الا بالله

* وقتي ميان عقل و نفس جنگ ميشود قلبم بهم زدني سنگ مي شود، آقا ببخش بس که سرم گرم زندگي است، کمتر دلم براي ظهور تنگ مي شود، اللهم عجل في فرج حبيبنا اباصالح المهدي

* ما همان مردان ترکش خورده ايم/ مرگ را خورديم اما زنده ايم/ ما ز جمع تيغ و آتش زنده ايم/ ما تقاص عشق را پس داده ايم/ ما بسيجي با ولايت زنده ايم/ زنده ايم و تا ابد رزمنده ايم/

* رفته بودم سفري سوي ديار شهدا/ که طوافي بکنم گرد مزار شهدا/ به اميدي که دل خسته هوايي بخورد/ متبرک شود از گرد و غبار شهدا/ هرچه زد خنجر احساس به سرچشمه چشم/ شرمگينم که نشد اشک نثار شهدا/ خشکي چشم عطش خورده از آن جاست که من/ آبياري نشدم فصل بهار شهدا/ چون نشد شمع که سوزد دل سنگم شب عشق/ کاش ميشد که شود سنگ مزار شهدا/ آخرين خط وصاياي دل من اين است که مرا خاک سپارند کنار شهدا/

* آنان که زندگي را بستري از گل هاي سرخ ميدانند، هميشه از خارهايش شکايت دارند، غاقژفل از اينکه هر خار پله اي ست براي رسيدن به گل سرخ

* به اميدي که رسد روزي که در سايه عدل گرگ گويد ندريم و بره گويد نچريم

* بيا بلبل ز شلمچه گذر کن/ بزن چه چه رفيقان را خبر کن/ اگر گفتن رفيقان در چه حالند/ بگو در بيابان چشم انتظارند/

* زندگي آن قدر ابدي نيست که خوب تر بودن را براي فردا بگذاريم.

* ما روايت گر جنگيم...

جنگ نه!!!

دفاع...

دفاع مقدس ، دفاع در مقابل هوا و هوس ها، از فطرتي خداجو و خداخواه و شهيد فاتح مطلق اين ميدان است. اينجا سخنن از يک پرواز است.

هو الشهيد

سلام بر آنهايي که از نفس افتادند تا ما از نفس نيافتيم، قامت در خون کشيدند، تا ما قامت خم نکنيم و به خاک مذلت نيفتيم. سلام

برانهايي که رفتم تا نمانند و رفتند تا بمانند و نماندندتا بميرند و امروز ماييم رسالت آن در خون بيداران (به ياد آن دلاور مردان هشت سال دفاع مقدس)

*از بس که نفس به ياد عشق تو زدم ياد تو به جاي نفسم مي آيد.


نظرات شما عزیزان:

سما
ساعت10:57---20 آذر 1395
سلام ،شما پسر شهید هستین؟
لطفا جواب بدین
پاسخ:بله، خداوند توفیق داده...


سما
ساعت23:19---19 آذر 1395
سلام ،شما پسر شهید هستین؟
پاسخ:پاسخ:بله، خداوند توفیق داده...


نام :
آدرس ایمیل:
وب سایت/بلاگ :
متن پیام:
:) :( ;) :D
;)) :X :? :P
:* =(( :O };-
:B /:) =DD :S
-) :-(( :-| :-))
نظر خصوصی

 کد را وارد نمایید:

 

 

 

عکس شما

آپلود عکس دلخواه: