گوش سوراخ کردن
نگارش در تاريخ دو شنبه 19 اسفند 1392برچسب:, توسط مجيد

سلام،​ قرار بود يکشنبه عصر (92/12/19) براي سوراخ کردن گوش هاي نازنين زهرا به دکتر بريم. آماده رفتن شديم که زنگ خونه به صدا در اومد... کيه؟ - باز کن!​ ما هم باز کرديم. مهمان اولي رسيد و گوش سوراخ کردن به تاخير افتاد. چند دقيقه نگذشته بود که دوباره زنگ خونه به صدا در اومد... کيه؟ - باز کن!​ ما هم باز کرديم. مهمان دومي هم رسيد. تا اين مهمان ها رفتن نزديک به اذان مغرب شده بود، که به سمت مطلب دکتر شرف الدين رفتيم. من و خانمم هر دوتا استرس داشتيم که حالا دردش ميگيره و چي کار بايد بکنيم!​ نازنين زهرا هم عين خيالش نبود داشت بازي ميکرد و نميدونست چه چيزي در انتظارش هست. خلاصه بعد از وارد شدن به مطب دکترو چند دقيقه معطل شدن، آخر رفتيم پيش دکتر. سلام آقاي دکتر اومديم گوش هاي بچه رو سوراخ کنيم. -آقاي دکتر : بله بشينيد تا وسايلو آماده کنم. بعد از ضد عفوني گوش با الکلو علامت زدن جاي سوراخ کردن با ماژيک ( که اون هم خيلي دردسر داشت ولي ازش ميگذرم...) نوبت به سوراخ کردن گوش با همون دستگاه مخصوص شد. آقاي کتر :​ اينجا ديگه ترحم و مهربوني وجود نداره بايد بچه رو محکم بگيري. آقا دلتون روز بد نبيبنه ما هم محکم نازنين زهرا رو گرفتيم، شروع کرد به گريه کردن،​بعد هم که گوشش رو سوراخ کرد و اومديم خونه. خلاصه ما هم براي نماز دوم به مسجد رسيديم و مجبور شديم يکي از نمازها رو فرادا بخونيم.

نگارش در تاريخ دو شنبه 15 آذر 1392برچسب:, توسط مجيد